کی بود و چگونه بود
که نسیم
از خرام تو میگفت؟
از آخرین میلاد کوچت چند گاه میگذرد؟
کی بود و چگونه بود
که آتش
شور سوزان مرا قصه میکرد؟
از آتشفشان پیشین چند گاه میگذرد؟
کی بود و چگونه بود
که آب
از انعطاف ما میگفت؟
به توفیدن دیگر باره ی دریا چند گاه باقیست؟
کی بود و چگونه بود
که زیر قدم هامان
خاک
حقیقتی انکار ناپذیر بود؟
به زایش دیگر باره ی امید چند گاه باقیست؟
استاد شاملو
چقدر دنیا تغییر کرده ...یعنی با یه بهار شدن دنیا اینقدر عوض میشه؟! باور نکردنیه...
هنوزم حرفای دیروزت تو گوشم زنگ میزنه...و هنوزم واسه دیدنت بی تابم...این ۱۰ روز لعنتی ۱۰ سال طول میکشه میدونم....و بد تر از اون اینکه بهت گفتم...میترسم....
باشه بازم صبر و صبر و صبر
عجیب این روزا دلم گرفته...امروزم که منو بد گذاشتی تو خماری ....یکی طلبت....هزار بار گفتم به من یکی حداقل به من یکی چیزی نگو که از پس انجام دادنش بر نیای.....
کلی خیر سرم ذوق مرگ شده بودم...به هر حال کاش هر جا هستی خوش باشی....سلام ما رو هم به مهمونای گلت برسون.
|